هدف کلی کتاب تعلیمات اجتماعی
هدف کلی کتاب تعلیمات اجتماعی
هدف كلي كتا بهاي تعليمات اجتماعي، تربيت اجتماعي دانش آموزان است به طوري كه دانش آموز بتواند توانايي لازم را براي ايجاد ارتباط هاي اجتماعي با گروه هاي مختلف به دست آورد و نقش مؤثريدر گرو هها ايفا نمايد. همچنين بتواند با نهادها و مؤسساتي كه افراد جامعه براي تأمين نيازهاي خود به آن مراجعه ميكنند، ارتباط لازم و مناسب برقرار كند و با رعايت قوانين يك شهروند بتواند به نقش خود درمشاركتهاي سياسي و اجتماعي عمل نمايد.
نقاط ضعف در تربيت شهروند
عوامل
خط مشيها:
نظر به اينكه تربيت اجتماعي و سياسي، متأثر از عواملي چون خانواده، مدرسه، جامعه محلي، دوستان، رسانهها، مساجد، جامعه ملي و ملاحظات جهاني است، و در تنظيم اين خط مشيها ملاحظات فوق بايد در نظر گرفته شود؛ به نظر ميرسد كه خط مشيها تنها در سطح مدرسه تنظيم شده و به ساير سطوح توجه نشده است. همين امر از اعتبار خط مشيهاي مصوب ميكاهد.
پژوهشهاي پشتيباني:
- كمبود پژوهش در حوزههاي مختلف كاملاً به چشم ميخورد. همين امر تصميمگيري در زمينه آموزشهاي اجتماعي و سياسي در دورههاي مختلف تحصيلي را دشوار مي كند.
عدم توجه به پژوهشهاي زير از جمله نقاط ضعف برنامه موجود ميباشد:
- مطالعه در خصوص اهداف و مفاهيم آموزش اجتماعي و سياسي در دورههاي مختلف تحصيلي با توجه به نيازهاي فرد و جامعه، منابع علمي و اسناد قانوني و تربيتي. - عدم توجه به ارزشيابي از ميزان كارآمدي برنامههاي درسي موجود و اثرات آن بر رفتار و نگرش دانشآموزان
- عدم توجه به ميزان كارآمدي برنامههاي درسي تربيت معلم در زمينه تربيت اجتماعي و سياسي دانشجو - معلمان
- كم توجهي به انجام مطالعات تطبيقي در زمينه آموزشهاي مدني و سياسي
- عدم مطالعه در خصوص روشهاي آموزش مفاهيم اجتماعي و سياسي
- كمبود پژوهش در خصوص پيشرفت تحصيلي دانشآموزان در دروس اجتماعي و تاريخي
- عدم مطالعه در خصوص عوامل بازدارنده و يا محدود كننده در نيل به اهداف اجتماعي و سياسي دانش آموزان
- بررسي برنامههاي درسي مختلف از نظر ميزان توجه به تربيت اجتماعي و سياسي مانند آموزشهاي ميان رشتهاي و رويكرد كل مدرسه
- ناديده گرفتن اهداف استراتژيك در زمينه تربيت اجتماعي و سياسي
با توجه به ملاحظات فوق به نظر نميرسد كه برنامه موجود از مشروعيت علمي و ديني و سياسي كمتري برخوردار است.
ملاحظات در گزينش رويكردها:
عدم توجه به رويكردهايي چون آموزش به شيوه ميانرشتهاي، انسان گرايانه، تربيت شهروند دموكرات، اخلاق گرايانه و رويكرد كل مدرسه.
خط مشيها در گزينش اهداف و محتوا:
- عدم توجه به مسائل فراگير جامعه و نيازهاي نوجوانان، جوانان و نيازهاي بينالمللي
- عدم توجه به انتظارات رهبران، منابع و متون ديني ( قرآن، نهج البلاغه و سنت)
- ناديده گرفتن نظرات متخصصان آموزشهاي شهروندي
- كم توجهي به آموزش آن دسته از ملاحظات اخلاقي و ارزشي كه ميتواند به ايجاد يك جامعه متوازن كمك كند.
- كم توجهي به آموزشهاي حقوقي (حقوق اجتماعي و سياسي، قضايي و اقتصادي افراد) و نيز ارزش قانون اساسي و ارزشهاي مندرج در اعلاميهي حقوق بشر، اعلاميه حقوق كودك، حقوق زنان، حقوق موجودات، حقوق طبيعت
- شروع نامناسب برخي از آموزشها نظير آموزش سياسي
- همه جانبه نبودن آموزشها
- كم توجهي به شناخت فرهنگها و اشكال زندگي
- كم توجهي به تقويت روحيه مدارا، تحمل و سعه صدر و اصول كشورداري در اسلام.
ملاحظات در سازماندهي برنامه:
- عدم توجه به اصل استمرار و مداومت در سازماندهي محتوا
- عدم توجه به ساير رويكردها در آموزش سياسي و اجتماعي مانند آموزشهاي ميانرشتهاي و رويكرد كل مدرسه
- ناديده گرفتن سهم دروس مختلف در آموزشهاي شهروندي نظير فلسفه، زيست شناسي، جغرافيا، اقتصاد، تعليمات ديني و اخلاق، تاريخ تمدن، تاريخ اسلام، تاريخ قرن بيستم
- فقدان برنامه براي آموزشهاي پنهان.
ملاحظات در گزينش روشها:
- كم توجهي به روشهاي باز دموكراتيك و اجتماعي نظير بحثهاي گروهي، كار گروهي، همياري، روشهاي تحقيق گروهي، مصاحبه، دعوت از مسئولان، روشهاي مجاب كننده.
ملاحظات در توليد مواد آموزشي:
- غلبه بر كتاب درسي به جاي رسانه محوري
- كم توجهي به توليد بستههاي آموزشي
- فقدان تنوع در كتب درسي
- كمبود كتابهاي مرجع براي معلمان
- كمبود كتابهاي كمك آموزشي در حوزههاي مختلف
- كمبود فيلمهاي آموزشي و كتابهاي تصويري در حوزه تربيت اجتماعي و سياسي
- رواج نامحدود كامپيوتر در آموزش
نيروي انساني و صلاحيت معلمان:
- پايين بودن مدرك تحصيلي 62 درصد از مربيان مهد كودك
- مرتبط نبودن مدرك تحصيلي بيشتر مربيان با كار مربيگري
- ناتواني مربيان در طراحي مواد آموزشي
- پائين بودن مدرك تحصيلي 50 در صد از معلمان ابتدايي (در حد ديپلم )
7% در صد معلمان راهنمايي داراي مدرك ديپلم هستند.
- تدريس دروس علوم اجتماعي توسط معلمان غير متخصص يا توسط مديران براي پركردن ساعات موظف
- ضعف كارشناسان برنامهريزي درسي در برنامهريزي و آموزش شهروندي و آموزش سياسي (به دليل مرتبط نبودن تخصص آنها)
- ضعف كارشناسان برنامهريزي درسي در آموزشهاي مدني، تاريخ و آموزش سياسي، به دليل مرتبط نبودن تخصص آنها با برنامهريزي درسي و آموزشهاي تاريخي و سياسي
